الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

134

ضياء القلوب ( فارسى )

امير المؤمنين عليه السّلام بعد از آنكه در حال ركوع تصدّق به خاتم كرد تا آنكه جمع كثيرى از اهل سنت نقل اتفاق بر اين كرده‌اند و موافقت اسلوب وَ هُمْ راكِعُونَ با جملهء حاليه و عدم تجويز محقّقين عموم آيه را دفع مىكند آنچه شارح تجريد بر وفق قاضى عبد الجبار گفته است كه باز وَ الَّذِينَ آمَنُوا صيغهء جمع است ، پس او را صرف نمىكنند به واحد مگر به دليلى . و گفتهء مفسرين كه آيهء در شأن على عليه السّلام نازل شده است تقاضاى اختصاص آيه به او نمىكند ، و دعواى انحصار اوصاف در او مبنى بر آن است كه وَ هُمْ راكِعُونَ را حال از ضمير يُؤْتُونَ بگردانيم و لازم نيست بلكه احتمال عطف دارد به اين معنى كه ايشان ركوع مىكنند در نماز خودشان نه از بابت يهود كه نماز ايشان خالى از ركوع باشد يا آنكه راكِعُونَ به معنى خاضعون باشد . تمام شد معنى كلام او ذكر كردن او . اين دو احتمال را با آنكه تسليم كرده است كه نزول آيه در شأن آن حضرت است بعد از آنكه خاتم را در حال ركوع داده و نقل اجماع بر اين كرده بىنقل خلاف از غرايبى است كه شبهه‌اى در بطلان آن نيست ، اما اهواء باطله منع مىكند ايشان را از ادراك واضحات كه متعلق به امامت باشد . و بازمىگوييم به ايشان كه : شما قائليد به اشتراك بسيارى از صحابه با امير المؤمنين عليه السّلام در تصدق مطلق و خضوع كه مقتضاى آيه است بنابر گفتهء شما خصوصا ابو بكر پس چرا هيچ كس نگفت كه آيه در شأن ابو بكر مثلا بخصوصه يا بعنوان اشتراك نازل شده است ؟ و بازمىگوييم كه : قول خدا كه : إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . تقاضاى اولياء و مخاطبان مىكند ، و ظاهر است كه كفار مخصوص به خطاب نيستند پس مخاطبان يا مؤمنانند تنها همچنان كه ظاهر سياق است ، يا مطلق مكلّفين ، و به